- در روزگار قديم ، وقتي رازي داشتند و نمي خواستند كه اون رو با كسي قسمت كنند ، مي دوني چه كار مي كردند؟
- نه ، نمي دونم.
- از كوهي بالا مي رفتند و آنجا يك درخت پيدا مي كردند. يك سوراخ توي درخت مي كندند و راز رو توي سوراخ درخت زمزمه مي كردند. بعد اون سوراخ رو با گل مي پوشاندند. و راز را براي هميشه رها مي كردند.